تبليغاتX
سلفی - توسل بجاه در محکمه قران وسنت1

 

 

سلفی

جماعت السلفیه للدعوه والقتال

توسل بجاه در محکمه قران وسنت1

sgاللهم بجاه نبيك اسقنا ثم أصبحوا يقولون بعد وفاته صلى الله عليه وسلم : اللهم بجاه العباس اسقنا لأن مثل هذا دعاء مبتدع ليس له أصل في الكتاب ولا في السنة ولم يفعله أحد من السلف الصالح رضوان   ص41 التوسل لشيخ الباني

(توسل بجاه درقران وسنت هیچ اصلي ندارد اگر اصحاب رسول الله میدانستند که توسل به جاه درست است هرگز از عباس طلب دعا نمی کردند  وبه سوی قبر رسول الله میرفتند)

 

 

اگر مراد این است که ذات انبیاء و صالحان به خاطر منزلت و احترامشان در نزد پروردگار می‌توانند وسیله – برای رسیدن به خدا – قرار بگیرند برداشتی نادرست و کلامی بی‌پایه است زیرا خداوند پیروی از انبیاء و صالحان، تصدیق آنان، و اتباع از هدایت آنان و جهاد به منظور نصرت حقیقت را مایه‌ی نزدیک شدن به خدا قرار داده، و این را یکی از وسایل مشروع برای تقرب به خود شمرده که جایز است قبل از درخواست و دعا عنوان گردد، و ذات این بندگان نیکوکار وسیله تقرب به خدا نیست همچنانکه حرمت و منزلت ایشان وسیله این کار نمی‌باشد.

توسل به دعای این افراد صالح تنها به هنگام زنده بودنشان مشروعیت دارد

 و اگر مراد از آن جمله شما مجمل معنی زیر است: وسائلی از قبیل اعمال صالح خود شخص و ... به خاطر حرمت در نزد خدا می‌توانند وسیله تقرب قرار بگیرند، این تبعیت از سنت صحیح بوده، کلامی درست و مطابق حقیقت می‌باشد

 

علامه شنقیطی در تفسیر خود، 2/98 می‌گوید: وسیله در حقیقت همان معنی را دارد که عموم علماء بیان کرده‌اند و آن اینکه: وسیله یعنی تقرب به خدا از طریق اخلاص در عبادت، مطابق با سنت رسول اکرم (ص). و تفسیر ابن عباس از آیه نیز داخل در همین معناست زیرا دعا و زاری برای طلب نیازمندی‌ها از بزرگترین انواع عباداتی است که وسیله‌ای برای نیل به رضایت و رحمت خدا محسوب می‌شود.

بنابراین بر هر شخص مکلفی واجب است بداند راه رسیدن به رضای خدا، بهشت و رحمت الهی پیروی از رسول اکرم (ص) می‌باشد، و هر کس از این مسیر منحرف شود راه را گم می‌کند: ﮋﭩ ﭪ  ﭫ ﭬ ﭭ ﭮﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﮊ (النساء: ١٢٣).

«نه به آرزوهای شما و نه به آرزوهای اهل کتاب است. هر کس کار بدی بکند در برابر آن کیفر داده می‌شود»). پایان کلام شنقیطی.

 

وسیله را به شیخ خود تفسیر کرده‌اند که واسطه‌ای بین خدا و بندگانش می‌باشد. و این به بازیچه گرفتن کتاب خدا بوده و قرار دادن واسطه بین خدا و بندگانش از اصول کفر می‌باشد، همچنانکه در آیاتی به این مطلب تصریح شده است: ﮋ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ  ﮔ    ﮕ ﮖ ﮊ (الزمر: ٣).

 

بنابراین بر هر شخص مکلفی واجب است بداند راه رسیدن به رضای خدا، بهشت و رحمت الهی پیروی از رسول اکرم (ص) می‌باشد، و هر کس از این مسیر منحرف شود راه را گم می‌کند

 

ﮋﯩﯪﯫﯬﯭﯮﮊ  (البقره: ١٨٦) .

«و هنگامی که بندگانم از تو درباره‌ی من بپرسند، (بگو:) من نزدیکم».

اگر چنین است چرا باید از اصل عدول و به ذات، جاه و مقام مردگان و الفاظ جدید دیگر توسل بجوییم؟! هیچ کس از  الله مهربانتر به ما نیست  ولو اینه رسول الله (ص) باشد

 

ما میگوییم که خود لفض یا رسول الله شرک است ولی بعضی ها پرچم بلند کرده ومیگویند نه واسطه است ونیت الله است ما گویم  در لفظ یا رسول الله چه کلامی به عنوان  بجاه وجود دارد

: ﮋﯓﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ  ﯚ ﯛﯜ ﯝ ﯞ ﯟﯠ  ﮊ

قرطبی در تفسیر خود، 2/57 می‌گوید: این آیه بیانگر دو مطلب است.

اول: پرهیز از استعمال الفاظی که توهم معنی ناپسند را بهمراه دارند.

دوم: تمسک به سد ذرایع و حمایت از این قاعده.

باید تأمل کرد، صحابه‌ای که در اراده معنی تمسخر و ناپسند از همه دورترند از استعمال این واژه منع شدند چرا که واژه محتمل دو معنی بود و در اینجا خداوند برای استعمال این واژه خلوص نیت را کافی ندانسته و لذا از استعمالش نهی کرده است.

 

 

از دیدگاه سلف صالح هیچ اختلافی بر سر این مطلب وجود ندارد که توسل به ذات اشخاص و نیز توسل به اعمال مردگان غیرمشروع بوده و دعا با آن جایز نیست، به این دلیل که چنین مطلبی از هیچیک از آنها به نقل صحیحی روایت نشده است که به یکی از خلفای چهارگانه و یا یکی از عشرة مبشره یا یکی از اصحاب بدر توسل کرده باشد وجود دارد یانه (توسل اصحاب به ذات هم ویا  به رسول الله بعد فوتش  اگر دارد بیاورید) و ما باید مطابق با فهم و عمل آنان رفتار کنیم که این راه نجات و منهج أهل سنت می‌باشد و کسی که راهی غیر آن بجوید از اهل سنت نبوده و از پیروی ایشان بهره نبرده است.

 

یقینا این کار بدعت بوده و صحابه و تابعین آن را انجام نداده‌اند

 

همچنانکه ابوداود، ترمذی و غیره با سند صحیح از نعمان بن بشیر روایت کرده‌اند که پیامبر (ص) فرمودند: «دعا همان عبادت است».

 

جمله‌ی «به رسول الله ؛ ابوبکر، عمر و اولیا  ... توسل می‌کنم» جمله‌ای نادرست و اشتباه محض است که از بدفهمی ناشی می‌شود، و منشأ آن باور به این مطلب است که هر چیزی که به آن توسل شود وسیله قرار می‌گیرد و این اشتباه است زیرا هر کسی بگوید: «به ابوبکر توسل می‌کنم» بین دو ذات [خود و ابوبکر] ارتباط و اتصالی ایجاد کرده که به هیچ طریق ممکن نیست و هیچ وجه مشترکی که آنها را با هم جمع کند وجود ندارد، وجه مشترکی مثل حب صحابه (ن) مثلاً باید بگوید: پروردگارا من به دوستیم نسبت به ابوبکر، عمر و ... به تو توسل می‌کنم و این کار پسندیده و مشروع است ولی توسل به ذات اشخاص گفتن جمله‌ای بی‌معنا و نامفهوم می‌باشد.

 

 

سوال  از شما  : در قران تمام دعا ها با ربنا یا الهم شروع شده هیچ دعائی مبنی بر اللهم انی اسالک بحق فلان ...فلان وجود ندارد ایا این دلیل واضحی بر مردود بودن توسل به جاه و.. نیست

 

ﮊ (آل عمران: ٥٣) .

«پروردگارا! به آنچه نازل كرده‏اى، ايمان آورديم و از فرستاده (تو) پيروى نموديم; ما را در زمره گواهان بنويس!».

و باز می‌فرماید: ﮋﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ   ﯠ ﯡ ﯢﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ   ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﮊ (آل عمران: ١٩٣).

«پروردگارا! ما صداى منادى (تو) را شنيديم كه به ايمان دعوت مى‏كرد كه: به پروردگار خود، ايمان بياوريد! و ما ايمان آورديم; پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بديهاى ما را بپوشان! و ما را با نيكان (و در مسير آنها) بميران».

 

 و.....

صحابه از توسل، توسل به دعا را استنباط کرده‌اند و نه توسل به ذات اشخاص را. به همین علت عمر (س) به دعای عباس، عموی پیامبر (ص)، توسل کرده و از توسل به ذات پیامبر (ص) که مدفون بود دوری جست در حالی که درجه و مرتبه‌ی عباس پایین‌تر از مقام نبوت بود. بنابراین فهم آنان مشروعیت دارد و باید از آن تبعیت کرد.  اقای عبدالسلام چر ا به ذات رسول الله توسل نکرد ایا مقام بن  عباس از رسول الله بیشتر بود اگر بگویند بله که کفر است اگر گویند نه پس توسل به جاه هم مردود خواهد شد

 

شهاب الدین آلوسی در «روح المعانی»، 6/113 می‌گوید: اگر آنان کوچکترین راه و کمترین توجیهی برای توسل به قبر پیامبر (ص) می‌یافتند محال بود به عباس توسل کنند،

و از آنجا که آنان سابقین اولین هستند و به خدا و رسول و حقوق خدا و رسول از همه آگاهترند و محدوده‌ی دعای مشروع را از همه بهتر می‌شناسند، با این وجود وقتی دچار مخمصه شده و می‌خواستند سختی‌ها رفع گردند و آسان شوند و باران ببارد و نیاز شدید به باران داشتند در این هنگام به دعای عباس توسل جستند، و نه ذات پیامبر (ص). این خود دلیل واضحی است که تنها راه آنان مشروعیت دارد و لاغیر.

 

 

 سوال:  به فرض درستی توسل به ذات اشخاص می‌پرسیم، آیا توسل به ذات اشخاص بهتر است و یا توسل به اسماء و صفات خدا و اعمال صالح؟ اگر جواب داده شود که توسل به ذات اشخاص بهتر است گفته‌ای کفرآمیز وشرک و باطل خواهد بود، و اگر جواب داده شود که توسل به اسماء و صفات خدا و اعمال صالح بهتر است باز می‌توان پرسید: پس در صورتی که افضل مشروعیت داشته و در دسترس هم می‌باشد، چرا به دنبال مفضول  می‌گردید؟(شبهه میگردید )*

و هیچ یک از مردمان بهترین قرون [قرون اولیه اسلام] و کسانی که بعد از آنها آمده‌اند چنین کاری نکرده‌اند و به چنین توسلی روی نیاورده‌اند كه عاشقان بدعت و هجر كنندگان سنت اختراع كرده‌اند.

 

برادرم صحت حدیث ملازم اثبات صحت سند نیست، بلکه بین این دو مراتبی از ضعف و صحت وجود دارد که علماء و اهل نظر بر آن واقفند و چه بسا حدیث صحیحی که شاذ[1] و یا غلط و یا معلل[2] است

چه کسی گوید که سلف صالح وخلف  موافق بودند

 

اللهم أسألك بجاه فلان فإنه لم يرد عن أحد من السلف أنه دعا كذلك وقال : إنما يقسم به تعالى وبأسمائه وصفاته فيقال : أسألك بأن لك الحمد لاإله إلا أنت يالله المنان بديع السموات والأرض ياذا الجلال والاكرام ياحى ياقيوم وأسألك بأنك أنت الله الأحد الصمد الذى لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفوا أحد وأسألك بكل اسم    (0روح المعانی الوسی  جز 6 ص127.))

 

يسألون الله سبحانه بجاه الرسول صلى الله عليه وسلم لما عدلوا عن ذلك ، لأن جاهه أعظم من جاه العباس ، وجاهه لا ينقطع بوفاته .

وقول السائل : " أسألك يا الله بحق فلان " فيه محذور من وجهين :

أحدهما : أنه قسم بغير الله وهذا لا يجو    التوسل لالبانی ص57

 

-           امام ابوحنیفه می‏گوید: (مکروه است شخص دعا کننده بگوید، خدایا از تو خواهان و خواستارم به حقّانیت فلان شخص یا به حقّانیت پیامبران و فرستادگانت یا به حق خانه کعبه یا به حق مشعر الحرام).( - شرح العقیدة الطحاویة ص234، اتحاف السادة المتقین 2/285، شرح الفقه الاکبر للقاری، ص198.)

ابوحنیفه می‏گوید: (برای هیچ شخصی جایز نیست که برای خواستن از خداوند به غیر خدا توسل جوید، بلکه باید از ذات الهی بخواهد و به او توسل کند، و مکروه می‏دانم، اگر شخص

بگوید، خدایا از تو خواستارم به جایگاههای عزتت در عرشت[3]  یا به حق مخلوقاتت).[4]

 

 

ابوحنیفه می‏گوید: (برای هیچ شخصی جایز نیست که برای خواستن از خداوند به غیر خدا توسل جوید، بلکه باید از ذات الهی بخواهد و به او توسل کند، و مکروه می‏دانم، اگر شخص

بگوید، خدایا از تو خواستارم به جایگاههای عزتت در عرشت[5]  یا به حق مخلوقاتت).[6]

 

ابوحنیفه می‏گوید: (برای هیچ شخصی جایز نیست که برای خواستن از خداوند به غیر خدا توسل جوید، بلکه باید از ذات اقدس الهی بخواهد و دعایی که به آن اجازه داده شده و انسان به انجام آن مأمور گردیده این دعایی است که از این فرموده خداوند استنباط می‏شود: (و بهترین و زیباترین نامها فقط شایسته خداوند است، پس به این نامها او را بخوانید و از کسانی که در نامهای خدا دچار انحراف و سرگردانی می‏شوند، دوری کنید و آنها را ترک نمایید، به زودی سزا و کیفر اعمالشان را خواهند دید...)[7] (اعراف/180)

توسل إلى الله - عز وجل - بجاه أحد، أو حقه على الله - عز وجل - أو حرمته، ومنزلته عند ربه - سبحانه وتعالى -، وهذا - أيضاً - باطل، فليس في النصوص ما يثبت صحة هذا التوسل، وجاه المخلوق إنما استفاده من قربه من شرع الله بكثرة العمل الصالح، وهذه المنزلة مختصة به دون غيره، وليس لها تأثير على بقية المخلوقين من حيث التوسل بها لهم في الدنيا، كما قال تعالى: { وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى * وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى * ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى} [النجم: 39 - 41] . دعاوى المناوئين لشيخ الإسلام ابن تيمية

 

للهم إنا كنا إذا أجدبنا نتوسل اليك بنبينا فتسقينا وإنا نتوسل إليك بعم نبينا معناه بدعائه هو ربه وشفاعته وسؤاله ليس المراد أنا نقسم عليك [ به ] أو نسألك بجاهه عندك إذ لو كان ذلك مرادا لكان جاه النبي صلى الله عليه و سلم أعظم وأعظم من جاه العباس

ن مما يفسر به هَؤُلاءِ الصوفية والروافض قوله تعالى: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ [المائدة:35] قالوا: إن الله يأمرنا أن نبتغي إليه الوسيلة ومعنى ذلك أن نتخذ وسائل ووسائط من العباد لندعو الله عن طريقهم أو ندعوهم فإذا قال أحدهم: بجاه مُحَمَّد، أو بجاه الحسين ، أو بجاه عَلِيٍّ ، أعطني يارب كذا فَيَقُولُ: الآن اتخذت إِلَى الله الوسيلة، وهذا هو التوسل البدعي

 

فضيلة الشيخ د. سفر بن عبدالرحمن الحوالي شرح العقيدة الطحاوية

(وأما التوسل، وهو أن يقال: اللهم إني أتوسل إليك بجاه نبيك محمد صلى الله عليه وسلم، أو بحق نبيك أو بجاه عبادك الصالحين، أو بحق عبدك فلان، فهذا من أقسام البدع المذمومة ولم يرد بذلك نص) (2) (2) الدرر السنية من الشیخ محمد بن عبدالوهاب  1/129

 

وأما التوسل بجاه المخلوقين كمن يقول: اللهم إني أسألك بنبيك محمد صلى الله عليه وسلم ونحو ذلك بعد موتهم، فهذا لم ينقل عن النبي صلى الله عليه وسلم، وأكثر العلماء على النهي عنه، وحكى ابن القيم رحمه الله تعالى أنه بدعة إجماعاً. ولو كان الأنبياء والصالحون لهم جاه عند الله سبحانه وتعالى فلا يقتضي ذلك جواز التوسل بذواتهم وجاههم؛ لأن الذين لهم من الجاه والدرجات أمر يعود نفعه إليهم، ولا ننتفع من ذلك بشيء إلا باتباعنا لهم ومحبتنا لهم) دعاوى المناوئين

من قال اللهم إني أسألك بجاه فلان وهو ميت أو غائب وإن كان يرى أنه لم يدع إلا الله ولم يعبد سواه فهو قد عبد الله بغير ما شرع وابتدع في الدين ما ليس منه واعتدى في دعائه ودعا الله بغير ما أمره أن يدعوه به فإن الله تعالى إنما أمرنا أن ندعوه بأسمائه الحسنى كما قال تعالى ولله الأسماء الحسنى فادعوه بها الأعراف 180  (معراج المقبول حافظ حکیمی ص519)

 

توسلوا بدعاء غيره وشفاعة غيره علم أن المشروع عندهم التوسل بدعاء المتوسل به لا بذاته

ستسقوا وتوسلوا أو استشفعوا بمن كان حيا كالعباس ويزيد بن الأسود ولم يتوسلوا ولم يستشفعوا ولم يستسقوا في هذه الحال بالنبي لا عند قبره ولا غير قبره بل عدلوا إلى البدل كالعباس وكيزيد بل كانوا يصلون عليه في دعائهم وقد قال عمر اللهم إنا كنا نتوسل إليك بنبينا فتسقينا وإنا نتوسل إليك بعم نبينا فاسقنا فجعلوا هذا بدلا عن ذاك لما تعذر أن يتوسلوا به على الوجه المشروع الذي كانوا يفعلونه وقد كان من الممكن أن يأتوا إلى قبره ويتوسلوا هناك ويقولوا في دعائهم بالجاه ونحو ذلك من الألفاظ التي تتضمن القسم بمخلوق على الله عز و جل

(( تحوة الاحوذی ج10ص 28))

 

ا

د.محمد بن عبد الرحمن العريفي

فلا يجوز الحلف بالكعبة .. ولا بالأمانة .. ولا بالشرف .. ولا ببركة فلان .. ولا بحياة فلان ..ولا بجاه النبي .. ولا بجاه الولي .. ولا بالآباء والأمهات .. كل ذلك حرام .. لأن الحلف تعظيم لا يصح إلا لله ..

وقد روى أحمد عن ابن عمر مرفوعاً : \"من حلف بغير الله فقد أشرك\

 

ومن وسائل الشرك : التوسل البدعي :

كالتوسل بجاه النبي صلى الله عليه وسلم .. أو بذوات المخلوقين أو حقهم .. أو بطلب الدعاء والشفاعة من الأموات .. فلا يجوز أن يقول في دعائه : اللهم إني اسألك بجاه نبيك .. أو بحق فلان .. أو بروح الميت فلان .. كل هذا لا يجوز ..

والتوسل الجائز المشروع .. هو التوسل إلى الله بأسمائه وصفاته .. كأن يقول : يا رحيم ارحمني .. يا غفور اغفر لي

كتبه " ِرْكبْ مَعَنا

/

الآلوسي في جلاء العينين ص452عن الحنابلة في أصح القولين: أنه مكروه كراهة تحريم وهذا إذا كان الداعي متوجهاً إلى ربه متوسلاً إليه بغيره؛ مثل أن يقول: أسألك بجاه فلان عبدك، أو بحرمته أو بحقه

 

كذلك التوسل بدعاء صالح حي حاضر عندك تطلب منه الدعاء جائز) الثالث: بحق النبي أو الولي، أو بجاهه أو بركته أو بحق قبره أو قبته، وهذا مذموم منهي عنه محرم بلا نزاع. قال شارح الإحياء وغيره: وكره أبو حنيفة وصاحباه أن يقول الرجل: أسألك بحق فلان، أو بحق أنبيائك ورسلك، أو بحق البيت الحرام والمشعر الحرام، ونحو ذلك إذ ليس لأحد على الله حق وفي متون الحنفية: إن قول الداعي المتوسل بحق الأنبياء والرسل، وبحق البيت الحرام والمشعر الحرام مكروه

وَلا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنْفَعُكَ وَلا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِينَ ? [يونس:106] .

 

التوسل من الشیخ البانی

 

ومن أنواع التوسل البدعي: التوسل بالجاه والذوات، كالتوسل بجاه النبي - صلى الله عليه وسلم - أو غيره من الخلق.

أبو حميد عبد الله بن حميد الفلاسي التوسل وشبهاته

 

: المسألة بخلقه لا تجوز، لأنه لا حق للمخلوق على الخالق، فلا يجوز يعني: وفاقا. قلت: وأما الاستشفاع إلى الله تعالى به، وهو طلب الشفاعة منه، والتوسل إلى الله بدعائه وشفاعته، وبالإيمان به، وبمحبته وطاعته والتوجه إلى الله تعالى بذلك، فهذا مشروع باتفاق المسلمين، ((ذكره أبو الحسين القدوري في كتاب شرح الكرخي))

 

التوسل إلى الله بجاه الأنبياء والصالحين ومكانتهم ومنزلتهم عند الله ، وهذا محرم ، بل هو من البدع المحدثة ؛ لأنه توسل لم يشرعه الله ولم يأذن به . قال تعالى : { آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ } (يونس : 59) ولأن جاه الصالحين ومكانتهم عند الله إنما تنفعهم هم ، كما قال الله تعالى : { وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى } (النجم : 39) ، ولذا لم يكن هذا التوسل معروفا في عهد النبي صلى الله عليه وسلم وأصحابه ، وقد نص على المنع منه وتحريمه غير واحد من أهل العلم :

قال أبو حنيفة رحمه الله : (( يكره أن يقول الداعي : أسألك بحق فلان أو بحق أوليائك ...............(( الشيخ صالح بن عبد العزيز بن محمد آل الشيخ))

 

قال أبو حنيفة وصاحباه رضي الله عنهم : يكره أن يقول الداعي : أسألك بحق فلان أو بحق أنبيائك ورسلك وبحق البيت الحرام والمشعر الحرام ونحو ذلك حتى كره أبو حنيفة و محمد رضي الله عنهما أن يقول الرجل : اللهم إني أسألك بمعقد العز من وإنما كانوا يتوسلون في حياته بدعائه يطلبون منه أن يدعو لهم وهم يؤمنون على دعائه كما في الاستسقاء وغيره فلما مات صلى الله عليه و سلم قال عمر رضي الله عنه - لما خرجوا يستسقون - : اللهم إنا كنا إذا أجدبنا نتوسل اليك بنبينا فتسقينا وإنا نتوسل إليك بعم نبينا معناه بدعائه هو ربه وشفاعته وسؤاله ليس المراد أنا نقسم عليك [ به ] أو نسألك بجاهه عندك إذ لو كان ذلك مرادا لكان جاه النبي صلى الله عليه و سلم أعظم وأعظم من جاه العباس  ([ شرح العقيدة الطحاوية - ابن أبي العز الحنفي ]