لا اله الا الله محمد رسول الله اگر از توحید سخن میگوییم پس وهابی هستیم اگر دفاع از نوامیسمان سخن میگوییم پس سلفی هستیم ما مگر چه میگوییم اگر میخواهی از الله بخواه
هر گز زیر بار ظلم نرو
شرق وغرب باید بدانند که هر گز از راه نجاتمان دست بر نخواهیم برداشت اگر دفاع از دین وشرف ونوامیسمان تروریسم است
بله ما تروریستیم وبه ان افتخار میکنیم
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
بنیان
غربا؛
تحفه اثنا عشری
احیا
قران برای دانلود
المناظرات فی طلب حق
اهل سنت کردستان
کتابخانه اهل سنت برخی از کتبش از ترس سنی شدن شیعه ها به دستور اخوندهای ملعون فیلتر شده
حقیقت شیعه گران ملعون که ادعای اهل بیت رسول الله ص را دارند
کتابخانه اهل سنت جدا جالب
شیعه هایی که به اهل سنت گرویدند اگر باز نکرد با پائینی ازمایش کنید
شیعه هایی که به اهل سنت گرویدند فیلتر شده
سلفی
بلوچستان همیشه زنده
اخبار اهلسنت ایران ومنطقه
نغمه توحید
RSS
|
الموضوع: |
الحلف بغير الله | ||
| ورد في القرآن قوله : {وَالْفَجْرِ * وَلَيَالٍ عَشْرٍ * وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ * وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ * هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ} [الفجر 1:5] ، وقوله: {وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا * وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا * وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاَّهَا * وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا * وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا * وَالأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا * وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا} [الشمس1: 9]، وقوله: {والضُّحَى * وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى} [الضحى1: 2] ونحن نسأل : هل يحتاج صاحب القول الصادق إلى قَسَم يؤيد كلامه؟ إذًا فلماذا يحلف صاحب القرآن ويُقْسِم بالشمس والقمر والنهار والليل والسماء والأرض والنفس والضحى وغير ذلك؟ وفي الكتاب المقدس: " لا تحلفوا ألبتة لا بالسماء؛ لأنها كرسي الله، ولا بالأرض؛ لأنها موطئ قدميه، ولا بأورشليم؛ لأنها مدينة الملك العظيم، ولا يحلف برأسك" [متى 5 : 34 – 37] | |||
| |||
|
أولاً القَسَم القرآني رحمة بالإنسان:
| |||
-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-
۲
الرد على من يحتج بجواز الحلف بغير الله بحلفه تعالى في قوله :" و الشمس و ضحاها " !!
الرد على من يحتج بجواز الحلف بغير الله بحلفه تعالى في قوله :" و الشمس و ضحاها " !!
الجواب على ذلك من أقوال أهل العلم :
الأول / القول المفيد كتاب التوحيد / قسم العقيدة / للشيخ محمد صالح العثيمين
* . وأما قوله تعالى:
(والشمس وضحاها)(الشمس:1)،وقوله: (لا أقسم بهذا البلد) (البلد : 1)، وقوله : (والليل إذا يغشى) (الليل : 1) وما أشبه ذلك من المخلوقات التي اقسم الله بها ، فالجواب على وجهين :
الأول:أن هذا من فعل الله والله لا يسأل عما يفعل،وله أن يقسم سبحانه بما شاء من خلقه ، وهو سائل غير مسؤول وحاكم غير محكوم عليه .
الثاني : أن قسم الله بهذه الآيات دليل على عظمته وكمال قدرته وحكمته ، فيكون القسم به الدال على تعظيمها ورفع شأنها متضمنا للثناء على الله – عز وجل – بما تقتضيه من الدلالة على عظمته .
وأما نحن ، فلا نقسم بغير الله أو صفاته ، لأننا منهيون عن ذلك .
ـــــــــــــــــــــ
القول الثاني / مجموع فتاوى ومقالات الشيخ بن باز / التواصي بالحق .
*. والله سبحانه وتعالى يقسم بما يشاء من خلقه كما أقسم بالطور ، والذاريات ، والنجم إذا هوى ، والليل إذا يغشى ، والشمس وضحاها ، والتين والزيتون إلى غير ذلك ، وهذه مخلوقات يقسم بها سبحانه لأنها دالة على عظمة الله ودالة على أنه رب العالمين وأنه سبحانه هو المستحق لأن يعبد فهو سبحانه يقسم بما يشاء
هذا والله تعالى أعلم .
منقول للأهمية
|
بسم الله الرحمن الرحيم
اولين چيزي که در اين سوره با آن برخورد مي کنيم حرف “و” قسم است. هميشه در قسم دوچيز داريم : (نکته این احمقانه است که برخی افراد میگویند قسم خوردن برای ما ممنوع است ولی الله در قران دها قسم به غیر الله دارد باید گفت که قوانین شرعی برای انس جن است نه برای الله یعنی الله ) خداوند متعال در اين سوره به عصر قسم مي خورد ومفسرين در مورد معناي عصراقوال زيادي را بيان کرده اند مانند:روزگار يا آخر روز يا نماز عصر و…
هردم از عمر مي رود نفسي………..چون نگه مي کنم نمانده بسي
و مولانا رحمة الله عليه صحنه ي روبرو شدن انساني که اين سرمايه را در نافرماني سرمايه دهنده صرف کرده چنين به تصوير مي کشد:
حق همي گويد چه آوردي مرا……اندر اين مهلت که دادم من تورا
وبدين خاطر است که روز قيامت “يوم التغابن” ناميده شده است زيرا کافر و مسلمان همگي حسرت مي خورند که چرا از اين سرمايه درست وبهتر استفاده نکرديم پس آيه ي بعد مناسبت مي يابد:
إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ
|
چرا با اين همه تأکيد؟
قسم وتأکيد در مقابل کسي مي آيد که منکر امري باشد و سخن کسي که قسم وتأکيد بکار مي برد در حالي که مخاطبش حرفش را قبول دارد وشک وترديدي درآن ندارد، بدور از بلاغت است.
شايد اينجا هم کسي بگويد: خيلي از ما قبول داريم که در زيان هستيم، پس تأکيد بي مورد است!
توجه کنيم که اين تأکيدها در واقع اين را مي رساند که هرچند قولاً اين امر را قبول داشته باشيم اما در واقع با عمل منکر اين امر هستيم و چنان که شايسته است قدر عمر خويش را نمي دانيم.
إلا : حرف استثنا است و مي خواهد راهي را نشان دهد که از خسارت به دور است زيرا منهج قرآن به گونه اي است که تنها بيان کننده ي مشکلات نيست بلکه راه حل مي دهد.
پس خداوند عزوجل اصول سعادت يا به عبارتي ديگر، چهار چرخ رسيدن به سر منزل نيکبختي را اينچنين معرفي مي کند :
1- ايمان يا علم
2- عمل
3- دعوت
4- صبر
اگر به اصول ايمان مانند ايمان به خدا، رسول …توجه کنيم متوجه مي شويم که در واقع تمامي اينها علم به واقعيتهاي هستي است پس معناي علم از ايمان چندان دور نيست.
پس مي توان گفت که اولين چرخ سعادت علم است واگر بدون آن بخواهيم حرکت کنيم مانند خودروي مي مانيم که بخواهد با سه چرخ راه سفر پيش بگيرد پيامبر ص مي فرمايد: « من سلک طريقاً يلتمس فيه علماً سهل الله له به طريقاً الي الجنة» کسي که راهي بپيمايد که علم بجويد خداوند به وسيله ي اين عملش راهي به سوي بهشت برايش آسان مي گرداند.
توجه کنيم که بدون علم هر چند که سه قسمت ديگر باشد موفق نمي شويم.
عمل صالح بدون علم قابل تصور نيست چرا که مثلاً کسي که علم به چگونگي نماز خواندن ندارد چگونه مي توان تصور کرد که او نماز مي خواند.
دعوت بدون علم نيز دعوت به خير نيست زيرا کسي که نمي داند کدامين راه خير است اگرچه اتفاقاً حرفش به خير اصابت کند باز هم خطا کار است.
به عنوان مثال شخصي غير پزشک را در نظر بگيريد که داروهايي را به بيماري مي دهد به قصدي که بيمار بهبود يابد، حال چه بيمار بهبود يابد و چه بميرد، او خطا کار است.پس بدون علم، هرچند که قصد نيک باشد دعوت صحيح نمي باشد مانند کسي که نفت و آب را از هم تشخيص نمي دهد و به قصد خاموش کردن آتش سوزي، نفت را بر داشته و بر آتش مي ريزد. و بدين خاطر است که چهل سال (اول زندگي) پيامبر ص در ميان مردم زندگي کرده اما هيچگونه دعوتي نداشته است.
ممکن است کسي اين آيه را در تضاد با اين حرفها بياورد : «ومن احسن قولاً ممن دعا الي الله وعمل صالحا وقال إنني من المسلمين» وبگويد اگر واقعا لازمه ي دعوت علم است، پس چرا خداوندصفت داعي دين را عالِمين بيان نمي کند بلکه مي فرمايد:«وقال إنني من المسلمين»؟
جواب اينست که به صورت کلي دعوت دادن بر هر مسلماني واجب است زيرا هر مسلماني مقداري علم دارد، حداقل مي تواند به سوي کلمه ي «لااله الا الله» فراخواند، يا کسي را امر به نماز خواندن نمايد.اما منظور ما آنست که مسلمان در آن قسمتي که علم ندارد، دعوت ندهد، درست مانند شخص بيماري که بر هر کس لازم است که به اندازه ي فهم وتواناييش به او کمک کند، هرچند که پزشک نيست،اما
