تبليغاتX
سلفی

 

 

سلفی

جماعت السلفیه للدعوه والقتال

آیا رسول خدا صلی الله علیه وسلم بغیر خدا نیز قسم خورده اند؟ بخش1

 

آیا رسول خدا صلی الله علیه وسلم بغیر خدا نیز قسم خورده اند؟

 

 قال رسول الله صل الله علیه:من حلف بغیر الله فقد اشرک

 هرکس به غیر الله قسم بخورد به تحقیق شرک کرده

 

فردی پرسیدند: چرا در احادیث قسم بغیر خدا شرک

 یاد شده ولی خود رسول خدا صلی الله علیه وسلم قسم

 بغیر خدا خورده اند ؟

در جوا ب باید گفت :

اولا: آری در کتب حدیثی اهل سنت روایات زیادی

آمده است که بیانگر این مطلب است که قسم بغیر خدا

 شرک است وانسان هنگام قسم فقط باید با أسماء

وصفات خداوند قسم بخورد .

 ولی بطور قطع ویقین نمی شود گفت که رسول خدا

 صلی الله علیه وسلم قسم بغیر خدا، خورده اند.

 ولی این را می توان گفت که خداوند متعال در

آیات متعدد قرآنی قسم بغیر خداوند خورده است مانند:

(والشمس) ( والتین ) ووو.

ثانیا : گرچه در بعضی از روایات کتب حدیثی

 اهل سنت الفاظی آمده که بیانگر این مطلب است که

 رسول خدا قسم بغیر خدا خورده اند مانند روایتی که

در کتاب الایمان صحیح مسلم باب (بیان الصلوات التی

هی أحد أرکان الاسلام) آمده فقال رسول الله صلی

الله علیه وسلم :  (أفلح وأبیه ان صدق)

ولی بنا بر دلایل زیرنمی توان بطور قطع ویقین گفت

که رسول خدا صلی الله علیه وسلم قسم بغیر خدا خوردند :

اولا: این نوع جملات قسم غیر الله ی که در بعضی از

احادیث آمده را بعضی از علماء شاذ قرار داده اند وشاذ از

 روایات ضعیف است وازروایات ضعیف استنباط کردن

 درست نیست.

استاد آلبانی رحمه الله تحت همین روایت مسلم می فرماید:

قوله (وأبیه) شاذ عندی فی هذا الحدیث وغیره کما

حققته فی (الأحادیث الضعیفة) (4992) فان صح ، فهو

محمول علی أنه کان قبل النهی عن الحلف بغیر الله.

یعنی قسمی که به ( أبیه ) در این حدیث وددگر روایات آمده

 در نزد من شاذ است همانگونه که در سلسله احادیث

ضعیفه تحت حدیث شماره (4992)  تحقیق این مسأله

رابیان نمودم.وبفرض مثال اگر این حدیث را صحیح هم

بدانیم باز هم می توان گفت که این نوع قسمها قبل از

ممانعت از قسم بغیر الله بوده است.

این نکته دوم استاد آلبانی رحمه الله علیه که شاید این

 نوع قسمها قبل ازممانعت بوده امام نووی نیز در تحت

 همین حدیث در صحیح مسلم بیان نموده اند.

ثانیا : امام نووی در در صحیح مسلم در تحت همین

حدیث این نکته رانیز بیان نموده که این جملاتی که در

 بعضی روایات آمده قسمی نیستند زیرا بنا برعادت

 وسبقت لسانی بکار برده شده وهدف قسم نیست ودر

احادیث از قسم بغیر خدا در صورتی ممانعت شده که

به نیت قسم ، قسم خورده شود .

ثالثا: شاید برای رسول خدا صلی الله علیه وسلم جایز

 باشد این گونه قسمها یاد نمودن ولی برای امت جایز

 نباشد زیرا در بسیاری از احکام رسول خدا صلی

الله علیه وسلم مانند امت عمل نمی کنند ولی این نکته

باید دلیلی داشته باشد یعنی باید دلیلی براین باشد که قسم

 بغیر خدا خوردن برای امت شرک است وبرای رسول

 خدا صلی الله علیه وسلم شرک نیست.

آری می توان گفت : دلیل خصوصیت این است که در

 احادیث امت از قسم بغیر خدا ممانعت شده اند که این

دلیل بر ناجایز بودن قسم بغیر الله برای امت است .

نکته دیگر اینکه در هیچ روایت نیامده که رسول خدا به

امت اجازه داده باشند که قسم بغیر خداوند بخورند.

ولی خود رسول الله چون قسم بغیر خدا خوردند دلیل

بر خصوصیت است.

اما اینکه خداوند در قرآن بسیار قسم به غیر خدا خورده اند

 واین دلیل نمی شود که ماهم قسم بغیر خدا بخوریم بنا بر

 دلایل زیر می باشد:

اولا: احکام شرعی دین مبین اسلام برای جنها وانساهای

 مکلف است نه برای خداوند منان.

ثانیا: انسان هنگامی  که دیگر افراد حرفش را قبول ندارند

 ویا به حرفش شک دارند قسم می خورد ویا اینکه دیگران

 او را قسم می دهند تا دیگران حرفش را قبول کنند ولی

 خداوند هنگامی که در قرآن قسم یاد می کند هدف این نیست

که چون انسانها حرفش را قبول نمی کنند قسم یاد می کند تا

قبول نمایند بلکه هدف بیان أهمیت آن چیزی است که خدا به

 آن قسم یاد نموده وهچنین هدف بیان نمودن أهمیت چیزی

 است که بعد از آن قسم بیان می شود : بعنوان مثال خداوند

 در سوره عصر به زمان قسم یاد نموده تا اولا: أهمیت زمان

 را برای انسان بیان نماید زیرا خداوند هر گز به چیزهای

بی أهمیت وبی ارزش قسم یاد نمی کند.

ثانیا: مسأله گمراهی وهدایت بشر را مطرح نموده که

 مهمترین مسأله بشریت در هر دور بوده وهست وخواهد بود