تبليغاتX
سلفی

 

 

سلفی

جماعت السلفیه للدعوه والقتال

اسلام وشمشیر!

مقلاتی در این باره

 

 

مسئولیت این مطالب بر عهده ما نیست



تمدن مفسد یونان باستان الگوی امروزی امریکا=فاحشه گري و همجنس بازي يونانيان باستان2



 


در نجابت و پاکي ايرانيان باستان ياد اور شديم که اسکندر ملعون در مهمترين بيانات خويش در تخت جمشيد گفت: من در تمام سرزمين ارس با انکه زنانش افت چشمانند)از نظر زيبايي( ولي به يک زن روسپي بر خورد نکردم)در پاسخ فيلم بي مقدار ??? بخشي از خباثت هاي يونيني ها را بر خواهيم شمارد.يونانيان باستان به گفته ويل دورانت ( عشق و ازدواج ) اکثرا زنان زير پانزده سال را براي ازدواج بر ميگزينند . مردان يونان پس از اولين ازدواج بر طبق قانونشان آزاد هستند باهر زن ديگري آميزش و همبستري کنند . دموستن مي گويد با فاحشه گان شبها هم آغوش مي شويم و با کنيزان و زنان غير مشروع خود در روزها سلامت جسماني خويش را تامين مي کنيم . زن اول بر مردان خويش خرده نمي گيرند و مرد مي تواند کنيزي را به خانه بياورد و در روزگار جواني با او در کنار همسرش نزديکي کند . اين عمل تا زماني که کنيزک جوان باشد عملي مي شود و سپس او به خدمتکار خانه آنها انتخاب ميگردد . مردان مي توانند بدون ارائه مدرک و دليل زنان خويش را طلاق دهند . اگر زن و شوهري نتوانند فرزند بياورند و مرد عقيم باشد يکي از بستگان مرد با زن او همبستر مي شود و بچه بدنيا آمده فرزند قانوني آنها مي شود . زنان بيشتر توسط مردان خانه نشين هستند و با پاسداري مردانشان مي توانند از خانه خارج شوند . حتي مرداني که مهمان به خانه مي آورند زن حق ورود به مجلس را ندارد .


عکس يونان باستان


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


ميلو اثري از هنر روم باستان - اندام سکسي وي باعث شده تا اين مجسمه يکي از معروفترين آثر هاي غرب لقب بگيرد - و باعث شده تا در بسياري ازفيلم هاي روز دنيا فاحشه ها از اين سبک لباس براي آرايش خود استفاده کنند     



اما اين اثر ارزشمند غرب ! در اين اثر هنر و حجاري بسيار ظريف غرب را ميتوان مشاهده کرد - اندام ها سکسي و فاحشه گري از ديگر مورادي هست که اين غربيان همواره به آن توجه داشته اند


عکس يونان باستان سکسي زيبا  تاريخ


( در اين اثر يک مرد اشرافزاده را ميبينيم که گويي هنوز در شور نگاه خود است - تمامي اندام و تمامي حجاري ها به منظور زيبايي هاي جنسي بوده است - غربيان باستان (يونان و روم) همواره ريبايي را در لخت بودن مي دانستند و به هيچ عنوان با تمدن خاورميانه قابل مقايسه نيستند !)


در نمايشنامه مشهور لوسيستراتا اثر "آريستوفان کلئونيکا" از زبان زنان يونان باستاني اينگونه سخن مي گويد : از ما زنان چه کار بر آيد ؟ تنها کاري که ميتوانيم انجام دهيم اين است که با رنگها و روغنها گونه ها و لبان خويش را آرايش کنيم و در نهايت با جامه هاي نازک در کنار يکديگر بنشينيم . در آتن معمول است که اگر پسر جواني با زني هرزه و روسپي شب را سپري کند هيچ مشکلي برايش نيست . حتي اگر يکي از آنان را براي مراقبت به خانه بياورد هيچ کسي بر او خرده نمي گيرد . آتن فاحشه گي را در قانون رسمي خود آزاد دانسته است و کساني که بدين کار مشغولند به دولت ماليات پرداخت مي کنند . فاشحه گري جزوي از رسومات و بازارهاي گرم آتن مي باشد . پست ترين قشر روسپي ها در پرياپوس زندگي ميکنند و براي آنکه مردان به راحتي خانه هاي آنان را بيابند تنديسي از آلت تناسلي مرد را بر سر خانه خود آويزان ميکنند تا شناخته شوند . زناني که در اين خانه ها هستند با لباسهايي نازک و برخي ديگر بدون لباس مورد آزمايش مردان قرار ميگريند و مرد پس از انتخاب يکي را براي همبستري بر ميگزيند . زنان روسپري ميتوانند بر اساس قانون يونان با يک يا دو يا سه و حتي بيشتر در يک زمان سکس داشته باشند . بالاترين طبقه فاحشه هاي يونان هتايراي نام دارد . مشهور ترين روسپي آتن کلپسودرا نام دارد . او شبها با سرداران و فرمانده هان يوناني به صورت مشترک هم آغوشي ميکند . تميستونوئه زن فاحشه اي است که تا آخرين لحظه



+ فساد - فحشه گري و زنا در تمدن بابل باستان:.

هرودوت مي نويسد : بر هر زن بابلي واجب است که در مدت عمرش يک بار در معبد زهره ( ونوس ) حاضر شود و با يک مرد بيگانه نزديکي جنسي کند و مرد را بهره مند کند . زنان ثروتمند بابلي به دليل فخر و مقام بالاتر اجتماعي خود از اين کار شرم گين بودن و به همين جهت آنان را با عرابه هايي سرپوشيده به معبد مي بردند و پس از اجراي مراسم جنسي با مرد دوباره با همان حالت سرپوشيده به منزل مي بردند .
گذرگاهي نيز در بابل وجود دارد که مردان آنجا مي نشسته اند و زناني که عبور ميکرده اند را انتخاب نموده و سپس به معبد مي برده اند و به ميل و رغبت زن با او سکس ميکردند . مرد نيز قطعه اي نقره اي به نام ميليتا در دامن وي ميگذارد و زن حق رد کردن اين درخواست مرد را ندارد .
اين کار به عنوان امري واجب و خداپسندانه براي زنان به حساب مي آيد و زناني که از زيبايي برخوردارند پس از اجراي مراس جنسي فورا معبد را ترک ميکنند ولي آنان که چهره اي ضعيف تر دارند ساعتها همانجا مي مانند .
اين کار که به فحشاي مقدس مشهور است تا سال سيصد و بيست و پنج ميلادي ادامه داشت. تا آنکه قسطنطين آن را ممنوع اعلام کرد .
به همين جهت زنان روسپي در شهر در خانه‌هايشان مشغول کار خويش مي شدند . مرا سم ازدواج آنان به صورت بازاري بوده است که دلالان دختران جوان را دور يکديگر جمع ميکردند و مردان نصبت به زيباي چهره و اندامشان به آنان پول پرداخت ميکردند و آنان را به همسري خود بر ميگزيدند .

ادامه مطلب


فساد وهم جنسگرايي گسترده در يونان باستان مهد فرهنگ غرب:.


ادامه مطلب


این است دین مجوس

اهورامزدا را سری است مانند سر شاهین..."یشتها1/39، 40
خورشید چشم مزدا است :یسنا1/1/11 و 2/36/6.
آذر(=اتش)پسر اهورا مزدا و ارت و سپندارمذ دختران اویند مزدا و سپندارمذ بنیانگذار سنت مقدس ختودت هستند.یشتها 2/186/1،2ویسنا 1/116/1.2و121/1/12



فتوا :من الشیخ جبرین

السؤال:-

     ما حكم قول الإنسان في الدعاء: اللهم إني أسألك بجاه فلان أو بحق فلان. وهل هناك فرق بينها وبين قول الإنسان لصاحب القبر: يا فلان اغثني؟

الجواب:-

     لا يجوز سؤال الله تعالى بجاه فلان أو بحق فلان، ولو بجاه الأنبياء أو المرسلين، أو بحق الأولياء أو الصالحين، فإنه ليس على الله حق لأحد، ولا يجوز السؤال إلا بأسماء الله تعالى وصفاته، كما قال تعالى: (ولله الأسماء الحسنى فادعوه بها)(الأعراف:180) فأما إذا قال لصحاب القبر: يا فلان اغثني. فإنه شرك ظاهر، لأنه دعاء لغير لله، فالسؤال بالجاه وسيلة إلى الشرك، ودعاء المخلوق شرك في العبادة، والله أعلم.

 



اين است تمدن دروغين هخامنشيان

مورخين يهود همواره سعي کرده اند کوروش و سلسله هخامنشيان را براي ايران نماد عظمت و بزرگي ترسيم کنند و اينکه تاريخ پر از افتخار ايران نيز از زمان هخامنشيان و کوروش ميباشد

لتجدن اشد الناس عداوه للذین امنوا الیهود و الذین اشرکوا




حال نگاهي به چهره واقعي کوروش کبير و سلسله هخامنشي مي اندازيم

تابلویی از کوروش کبیر در موزه لوور پاریس و موزه بوستون سر بریده کوروش کبیر توسط ملکه سکاها توميريس
این تابلویی است در موزه ی هنرهای زیبای بوستون

 

Boston Museum of Fine Arts

روایتی که هرودوت پدر تاریخ در مورد مرگ کورش آورده بر
کشته شدن او توسط سکاها تاکید دارد
(
این روایت مربوط به این تصویر است و نوشته هرودوت- بدون دخل و تصرف و عین جمله}

بدون دخل و تصرف

ملکه ماساژت ها - سکاهای اریایی ( تومیریس ) ،
پیش از آغاز نبرد با کورش به او چنین پیام داد که :
ای پادشاه ، به تو نصیحت میکنم که دست از این کار برداری ، زیرا معلوم نیست که به نتیجه مطلوب دست یابی . به فرمانروایی بر قوم خود خرسند باش و بگذار بر سرزمین خود سلطنت کنم . افسوس که به سخن ام گوش فرا نخواهی داد ، زیرا آنچه کمتر به ان می اندیشی صلح و صفا است
ای خون خوار ِ سیری ناپذیر که پسرم را به نیروی افسون بار باده گرفتار کرده ای ، برخود مبال ،
زیرا که این آیین مردان نیست و در میدان جنگ نبرد انجام نشده . با این همه من بد تو را نمیخواهم .
پندم را بپذیر و او را رها کن و بی این که زیان ببینی از بوم و بر ما دور شو . اگر چنین نکنی به ایزد خورشید سوگند ، که هر اندازه تشنه ی خون باشی از خون سیرت خواهم کرد

( قوم های کهن در آسیای مرکزی و فلات ایران - رقیه بهزادی - صفحه 97)

پس از این پیام جنگ در گرفت و کورش شکست خورد
آنگاه تومیریس سر کورش را برید و آن را در خمره ی پرخونی فرو برد و گفت :
آن چه میخواهی بنوش تا سیر شوی


بخشهایی از
گفته های دورانت معتربرترین مورخ جهان در مورد کوروش کبیر
در کتاب تاریخ تمدن

گزنفون چندین بار در نوشته خود کورش را با سقراط اشتباه کرده و احوال آن دو را به هم آمیخته است. چون این داستان ها را کنار هم بگذاریم از کورش جز شبح فریبنده ای باقی نمی ماند
کوروش از لحاظ دیگری نیز به ناپلئون شبیه بود، چه مانند وی قربانی بلند پروازی فراوان خویش شد. هنگامی که از گشودن سرزمین های خاور نزدیک آسوده شد، در صدد برآمد که ماد و پارس را از هجوم بدویانی که در آسیای میانه منزل داشتند خلاص کند، و چنان به نظر می رسد که در این حمله های خود، تا کنار نهر سیحون در شمال، و تا هندوستان در خاور پیش رفته باشد، در همین گیر و دار ها در آن زمان که به منتهای بزرگی خویش رسیده بود، در جنگ با قبایل ماساگت، که از قبایل گمنام ساکن در سواحل جنوبی دریای خزر بودند، کشته شد. کورش نیز، مانند اسکندر، امپراطوری بزرگی را به چنگ آورد، ولی پیش از آنکه فرصت سازمان دادن به آن را پیدا کند، اجل آن امپراطوری را از چنگش درآورد.

نقص بزرگی که بر خلق و خوی کورش لکه ای باقی گذاشته بود آن بود که گاهی بیحساب قساوت و بیرحمی داشته است

عین جملات دورانت بی دخل و تصر

اين است تمدن دروغين هخامنشيان


تاريخ حقيقي ايران را از اين سايت بخوانيد
و همچنين مستندي باشکوه در مورد جعلي بودن تخت جمشيد

http://www.naria.ir
http://www.narina.ir
http://www.naria.info

 

 



حقایق را کتمان نکنید(جوانان شیعه را آگاه کنید فریب بس است2)

سپس بعد از عمر بلافاصله با عثمان بن عفان -رضي الله عنه- بيعت کرد؟!



و آيا نمى توانست که حتي براي يک بار بالاي منبر پيامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- برود و با صداي بلند اعلام کند که خلافت از او غصب شده است؟! و او از ديگران به آن سزاوارتر است چون او وصي پيامبر است؟!




چرا علي با اينکه فردي شجاع و دلير بود و ياوران و دوستداران زيادي هم داشت چنين نکرد؟!



(13) شيعه ادعا مي کنند که عمر -رضي الله عنه- با علي -رضي الله عنه- دشمن بوده است، اما مي بينيم که عمر وقتي که براي تحويل گرفتن کليد هاي بيت المقدس مي رود علي را به عنوان جانشين خود در مدينه مقرر مي‌ نمايد[البداية والنهاية، ( 7/57).]؟! با اينکه اگر کوچکترين مشکلي براي عمر پيش بيايد علي خليفه خواهد شد!



پس اين دشمني کجاست؟!



(14) اگر ولايت علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- و ولايت فرزندانش بعد از او رکني از ارکان ايمان است که ايمان بدون آن تحقق نمي‌ يابد، و هر کس به ولايت علي و فرزندانش ايمان نداشته باشد طبق عقيدة شيعه کفر ورزيده و سزاوار دوزخ است گرچه به يگانگي خدا و رسالت محمد -صلي الله عليه وآله وسلم- گواهي بدهد، و نماز بخواند، و زکات بدهد، و روزه بگيرد و به حج برود؛ پس اگر چنين است چرا اين رکن بزرگ ايمان در قرآن به صراحت بيان نشده است؟!



(15) چرا بسياري از شيعيان نماز جمعه نمى خوانند با اينکه به صراحت در سورة جمعه به اقامه نماز جمعه امر شده است، و خداوند متعال مى فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسَعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴾. (الجمعة:9)



«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! هنگامي كه براي نماز روز جمعه اذان گفته مى شود به سوي ذكر خدا (خطبه و نماز) بشتابيد و خريد و فروش را رها كنيد، اين براي شما بهتر است اگر مي‌ دانستيد».



اگر بگويند: نماز جمعه تا وقتي مهدي ظهور کند تعطيل است! مي گوييم: آيا انتظار براي مهدي مي‌ تواند تعطيل کردن اين امر عظيم را توجيه نمايد؟! که هزاران شيعه در حالي مرده ‌اند که اين آيين بزرگ اسلامي را انجام نمى داده ‌اند.



(16) فقط دو نفر از ائمه زمان خلافت را به دست گرفته اند علي و فرزندش الحسن –رضي الله عنهما- پس کامل گرداندن نور بوسيله ده امام ديگر کجاست؟!



و نص حديث رسول الله –صلى الله عليه وآله وسلم- را تكرار مى كنند و به احتجاج مي‌ ورزند به اينكه ائمه دوازه ائمة كه آنان «خلفاء» يا «ولاه أمر» يا «أمراء»؛ پس خلافت و فرمانروايى ده نفر بقيه كجاست؟



(17) در نهج البلاغه آمده است: (و امام -عليه السلام- در نامه ‌اي به معاويه گفت: «با من کساني بيعت كرده اند که با ابوبکر و عمر و عثمان بيعت نموده اند. و آنها بر آنچه با آنها بيعت كرده اند با من هم براساس آن چيز بيعت كرده اند، پس فردي که در بيعت حاضر بوده است حق ندارد که انتخابي ديگر نمايد، و کسي که حضور نداشته است حق ندارد که انتخاب را قبول نکند، و شورا از آنِ مهاجرين و انصار است، پس اگر مهاجرين و انصار کسي را انتخاب کردند و امام ناميدند خداوند اين را پسنديده است، و اگر کسي از اعتراض کند و يا با ايجاد بدعتي از فرمان آنها بيرون رود او را دوباره باز گردانند، و اگر نپذيرفت با او بجنگند، چون راهي غير از راه مؤمنان را پيروي کرده است.



و به جانم سوگنداي معاويه اگر با عقل خودت بنگري نه با هوا و هوس خود، خواهي ديد که در مورد خون عثمان پاک ترين و بي‌گناه ترين فرد هستم، و خواهي دانست که دخالتي در آن نداشته ام، مگر آن که به ناحق مرا متهم کني؛ پس به هر چه مي ‌خواهي مرا متهم کن. والسلام»)[خداوند چنين فرمودند: ﴿لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ ].



اين سخنان امام علي دليلي براي امور ذيل مى باشند:



1 ـ امام را مهاجرين و انصار انتخاب مي کنند، پس انتخاب امام هيچ ربطي با اصل امامت که شيعه مي گويند ندارد!



2 ـ به همان صورتي که با ابوبکر و عمر و عثمان -رضي الله عنهم- بيعت شد به همان گونه با علي -رضي الله عنه- بيعت شد.



3 ـ شورا از آنِ مهاجرين و انصار است، و اين نشانگر فضيلت و مقام والاي آنها نزد خداوند است و اين بر خلاف صورتي است که شيعه از آنها ارائه مى نمايند.



4 ـ اگر کسي را مهاجرين و انصار قبول کنند و با او بيعت نمايند خداوند اين را پسنديده است، پس حق امامت آن گونه که شيعه ادعا مي کنند غصب نشده است، واگرنه چگونه خداوند از اين کار راضي مى شود؟!



5 ـ شيعيان معاويه -رضي الله عنه- را لعنت مي ‌کنند اما علي -رضي الله عنه- در نامه هايش او را لعنت نمى كند!



(18) شيعه مي گويند: فضائل علي و همچنين نص دال بر امامت او به تواتر ثابت شده است، بايد گفت: آن شيعياني که از اصحاب نبوده ‌اند آنها پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- را نديده ‌اند و سخن او را نشنيده ‌اند، و اگر آنها روايت خود را به صحابه نسبت ندهند نقل آنها مرسل و منقطع است و صحيح نيست، و آن تعدادي از اصحاب که شيعه آنها را قبول دارند تعداد کمي هستند که ده نفر و اندکي مي‌ باشند، و اگر اين تعداد خبري را نقل کنند نقل آنها را نمي ‌توان تواتر گفت: و توده بزرگ اصحاب که فضائل علي را نقل کرده‌ اند شيعه آنها را عيب‌جويي مي‌ نمايند و آنان را به کفر متهم مي‌ کنند!



و وقتي آنها تودة بزرگي را که قرآن آنها را مي ‌ستايد متهم به دروغ‌ گويي و کتمان حقيقت مي ‌کنند، اقدام افراد اندکي به دروغ ‌گويي و کتمان بيشتر محتمل است!



(19) شيعه ادّعا مي کنند که هدف ابوبکر و عمر و عثمان -رضي الله عنهم- پادشاهي و رياست بود بنابراين با گرفتن حق خلافت بر ديگران ستم کردند، به شيعه مي گوييم که اينها با هيچ مسلماني به خاطر حکومت و قدرت نجنگيدند، و بلکه آنها با مرتدين و کفار جنگيدند، و آنها بودند که قدرت کسري و قيصر را در هم شکنند و شهرهاي فارس را فتح کردند و اسلام را بر پا داشتند، و به ايمان و مؤمنان قدرت دادند و کافران را خوار نمودند، و عثمان که از ابوبکر و عمر مقامش پايين‌تر است. با اينکه شورشيان او را محاصره کرده بودند تا او را به قتل برسانند، اما او با مسلمين نجنگيد و به خاطر خلافت و حکومت خود حتي يک مسلمان را نکشت، پس وقتي شيعه به خود اجازه مى دهند تا اينها را ستمگر و دشمنان پيامبر قرار دهند، بايد چنين چيزي را دربارة علي -رضي الله عنه- هم بگويند!!



(20) و چگونه ابوبکر و عمر در کنار پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- دفن مي ‌شوند، و حال آن که از ديدگاه شما آنها کافرند؟!



و مسلمان را نبايد در کنار کفار دفن کرد، چه برسد به پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم-؟! و چرا خداوند او را از قرار گرفتن در جوار کفّار محافظت نکرد.



و علي کجا بود؟! چرا با اين امر خطرناک و مهم مخالفت نکرد؟!



پس بايد شما بپذيريد که ابوبکر و عمر -رضي الله عنهما- مسلمان بوده ‌اند و به خاطر جايگاهي که نزد خدا و پيامبرش داشته ‌اند خداوند افتخار دفن شدن در کنار پيامبر را نصيب آنها کرده است، و يا اينکه بگوييد که علي در دين و ايمانش راه سازش را در پيش گرفته است!! و علي از چنين چيزي پاک است.



(21) خليفه بر حق بعد از پيامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- ابوبکر الصديق بود و دليل آن امور ذيل است:



1 ـ اصحاب همه بر اطاعت از او اجماع کردند و با او مخالفت ننمودند، و اگر او خليفه بر حق نمي بود قطعاً با او مخالفت مي کردند و از او پيروي نمى كردند، زيرا پرهيزگاري و تديّن و زهد والايي داشتند و در راه خدا از سرزنش هيچ سرزنش‌کننده‌اي هراسي نداشتند.



2 ـ علي با ابوبکر –رضي الله عنهما- مخالفت نکرد و با او نجنگيد، پس علي يا به خاطر ترس از فتنه و شرّ، و يا به علت ضعف و ناتواني، و يا به سبب آن که حق با ابوبکر بود با او نجنگيد. و نمى توان گفت که علي به خاطر ترس از فتنه و شرّ با ابوبکر نجنگيده است؛ چون علي با معاويه جنگيد و افراد زيادي در آن جنگ کشته شدند، و علي با طلحه و زبير و عايشه جنگيد، چون در همة اين موارد مي دانست که حق با اوست بنابراين از ترس فتنه آن را رها نکرد! و نمى توان گفت که علي به علت ضعف و ناتواني با ابوبکر نجنگيد؛ چون کساني که در زمان معاويه علي را ياري کردند در روز سقيفه و روزي که عمر جانشين ابوبکر شد و روزي که شورا براي تعيين خليفه بعد از عمر تشکيل شد همه بودند، و اگر آنها مي دانستند که حق از آن علي است او را در برابر ابوبکر ياري مي کردند؛ چون او با غصب کردن حق خلافت از معاويه سزاوارتر به جنگ بود. پس ثابت شد که علي چون مي دانست که حق با ابوبکر است با او نجنگيد


حقایق را کتمان نکنید(جوانان شیعه را آگاه کنید فریب بس است1)

جوانان شیعه را آگاه کنید فریب بس است

(1) صاحب کتاب نهج البلاغه – کتاب معتبر شيعه – روايت مى كند که علي از پذيرفتن خلافت کناره‌ گيري کرد و گفت: «دعوني والتمسوا غيري». «مرا رها کنيد و کسي ديگر غير از من را بجوييد»![ «الإرشاد للمفيد» (2/155)، و«كشف الغمة» (2/294).

].



و اين بر باطل بودن مذهب شيعه دلالت مي ‌کند؛ چون شما شيعه ها مي گوييد که علي از سوي خدا به خلافت و امامت منصوب گرديده است و خليفه شدن او فريضه‌اي بوده است که به گفته شما ابوبکر به خاطر غصب اين حق او مورد بازخواست قرار مي گيرد پس اگر چنين است چگونه از پذيرفتن آن اباء مي‌ورزد؟!







(2) شيعه مي گويند: ابوبکر و عمر خلافت را از علي غصب کردند، و عليه او توطئه نمودند تا او را از رسيدن به خلافت باز دارند و ... .



مي گوييم: اگر آنچه شما مي گوييد درست است پس چرا عمر علي را جزو افراد شورا قرار داد؟ اگر او را از شورا بيرون مي کرد چنان که سعيد بن زيد را بيرون کرد يا کسي ديگر غير از او را تعيين مي کرد هيچ کس اعتراض نمى كرد؟!



پس آنها او را در جايگاهش قرار دادند و نه در مورد او غلو کردند و نه کوتاهي ورزيدند، و آنان شايسته‌ترين و برترين را مقدم نمودند و علي را با کساني که در سطح او بودند برابر کردند. و بعد از کشته شدن عثمان -رضي الله عنه- مهاجرين و انصار بلافاصله با او بيعت کردند، و آيا کسي گفته است که يکي از مهاجرين و انصار به خاطر بيعت گذشته اش با ابوبکر و عثمان از علي معذرت خواهي نموده است؟! و آيا کسي از آنها گفت که از اينکه نص است امامت او را انکار کرده توبه مى كند؟! و يا کسي از آنها گفت که هم اينک نصّي را که در مورد علي وارد شده و من آن را فراموش کرده بودم به ياد آورده ام؟!



همه اينها آنچه را که گفتيم تاييد مى كند.



(3) شيعه مي گويند: فاطمه پارة تن محمد –صلى الله عليه وآله وسلم- در زمان خلافت ابوبکر مورد اهانت قرار گرفته است، و پهلوي او را شکستند، و خواستند خانه‌اش را آتش بزنند، و او را زدند که بر اثر آن فرزندي که در شکمش بود و اسمش محسن بود را سقط کرد!



سؤال اين است که علي کجا بود؟! چرا حق فاطمه را نگرفت در صورتي که او شجاع و دلير بود؟!



(4) شيعه مي گويند که هزاران صحابه در غدير خم حضور داشتند، و همه شنيدند که پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- علي را به عنوان جانشين خود بعد از وفاتش تعيين کرد؛ اگر چنين است پس چرا از هزاران صحابه يکي نيامد و به خاطر غصب شدن حق علي اعتراض نکرد، حتي عمار بن ياسر و مقداد بن عمرو و سلمان فارسي -رضي الله عنهم- چيزي نگفتند و يکي از اينها نيامد و نگفت: اي ابوبکر! چرا خلافت را از علي غصب مي کني و حال آن که مي‌ داني که پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در غدير خم چه گفت؟!.



(5) چرا وقتي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- قبل از وفاتش خواست که براي اصحاب چيزي بنويسد که هرگز بعد از او گمراه نشوند، علي چيزي نگفت، با اينکه او آن مرد شجاعي است که از هيچ کس جز خدا هراسي ندارد؟! و همچنين مي دانست که هر کس حق را نگويد شيطان لالي است!!





(6) وقتي علي -رضي الله عنه- مي دانست که خداوند او را خليفه کرده پس چرا با ابوبکر و عمر و عثمان -رضي الله عنهم- بيعت کرد؟!



اگر بگوييد قدرت و توانايي نداشت، پس کسي که قدرت ندارد صلاحيت امامت را ندارد، چون فقط کسي مي تواند امام باشد که توانايي به دوش گرفتن بار امامت را داشته باشد.



و اگر بگوييد امام توانايي داشت اما او خودش از توانايي اش استفاده نکرد، پس اين خيانت است و خائن نمي تواند امام باشد! و براي رهبري مردم نمى توان به او اعتماد کرد. و امام علي از خيانت و ... پاک است حاشا بر او كه خائن باشد.



پس پاسخ شما اگر پاسخ درستي داريد چيست؟



(7) وقتي علي -رضي الله عنه- زمام امور را به دست گرفت با خلفاي راشدين پيش از خود ابراز مخالفت نکرد، و براي مردم قرآني ديگر نياورد، و هيچ اعتراضي بر آنها ننمود بلکه به تواتر از او ثابت است که بالاي منبر مي گفت: «خير هذه الأمة بعد نبيها أبو بكر وعمر». «بهترين فرد اين امت بعد از پيامبر ابوبکر است»، و همچنين امام علي وقتي به حکومت رسيد ازدواج موقت را رواج نداد، و فدک را باز نگرداند، و حج تمتع را واجب نگرداند، و «حي على خير العمل» را به اذان اضافه نکرد و «الصلاة خير من النوم» را از اذان حذف نکرد.



پس اگر ابوبکر و عمر –رضي الله عنهما- چنان که شما مي گوييد کافر بودند، چرا امام علي وقتي قدرت به دستش بود، کافر بودن آنها را اعلام نکرد؟ و نگفت که اينها خلافت را غصب كرده اند؟! بلکه برعکس او ابوبکر و عمر -رضي الله عنهما- را ستود و تمجيد کرد.



پس شما بايد همان کاري را بکنيد که امام علي کرده است، يا اينکه بايد بگوييد که علي به امت خيانت کرد و قضيه را براي امت بيان ننمود. و علي از چنين چيزي پاک است!



(8) شيعيان مي گويند که خلفاي راشدين کافر بوده ‌اند، پس چگونه خداوند آنها را ياري کرد و کشورها را به دست آنها فتح نمود، و اسلام در زمان آنها با قدرت بود، و در هيچ زماني اسلام به اندازه اي که در دوران آنها قدرتمند بوده است، قدرت نداشته است.



آيا چنين چيزي با سنت الهي که کفار و منافقين را شکست مى دهد تطابق دارد؟!



و در مقابل مي ‌بينيم که در دوران کسي که شما او را معصوم مي ‌دانيد و ولايت و حکومت او را مرحمتي براي مردم قرار مي دهيد، دچار تفرقه گرديد و با همديگر به کار زار پرداخت، تا آن که دشمنان به اسلام و مسلمين چشم طمع دوختند، پس ولايت و حکومت معصوم کدام رحمت را براي امت به ارمغان آورد؟!



(9) شما مي گوييد که علي بعد از پيامبر امام بر حق بوده است پس چرا در مدّتي که پيامبر بيمار بود حتي در يک نماز علي -رضي الله عنه- پيش‌نماز مردم نشد؟!

زيرا امامت صغري دليلي براي امامت کبري است؟

(10) شما مي گوييد علّت پنهان شدن امام دوزادهم ‌تان در غار ترس از ستمگران است، پس وقتي اين خطر با به قدرت رسيدن حکومت ‌هاي شيعه مانند عبيدي‌ها و بويهيه و صفوي‌ها و اينک دولت فعلي ايران رفع شد چرا او ظهور نکرد؟!



و چرا الآن او بيرون نمى آيد در صورتي که حکومت شيعي ايران مي تواند او را حمايت کند؟! و ميليون ها شيعه شب و روز خود را فداي او مى نمايند و منتظر او هستند!!



(11) پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- وقتي از مکه به مدينه هجرت کرد ابوبکر را همراه با خودش برد و او را نجات داد، و از طرفي علي را در معرض خطر و نابودي قرار داد و از او خواست در جايش بخوابد ... پس اگر علي امام و وصي و خليفه منصوب از سوي خدا بوده است آيا چنين کسي در معرض مرگ قرار داده مى شود و جان ابوبکر که اگر بميرد براي امامت ضرري نيست نجات داده مى شود ..... و سوال اينجاست که کدام يک سزاوارتر است که خاري به پايش نخورد و در معرض مرگ قرار نگيرد؟



و اگر بگوييد که علي غيب مي دانست، پس خوابيدن او بر بستر پيامبر چه فضيلت و شاهکار مي ‌تواند باشد؟!

(12) شيعه و اهل سنت همه بر اين اجماع دارند که علي -رضي الله عنه- فرد بسيار شجاع و دليري بوده است که کسي به گرد پاي او نمي‌رسيده است، و او در راه خدا، از ملامت هيچ ملامت‌کننده‌اي نمي‌ترسيد، و از آغاز زندگي‌اش تا وقتي که به دست ابن ملجم کشته شد يک لحظه اين شجاعت از او جدا نگرديد، و شيعه اعلام مى كند که علي جانشين بلافصل پيامبر است.



آيا بعد از وفات پيامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- شجاعت علي تمام شد و به خاطر اين با ابوبکر -رضي الله عنه- بيعت کرد؟ و سپس بعد از او با عمر فاروق -رضي الله عنه- بيعت